» یکی میگفت :
» من چه کاره ام ؟!
 تراوشات
درباره ما
نویسندگان
پیوندهای روزانه
آماروبلاگ
» کل بازدید :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» تعداد نویسندگان :
» تعداد کل پست ها :
» آخرین بازدید :
» آخرین بروز رسانی :
دیگر امکانات
پیوندهای وبگاه
آرشیو مطالب
موضوعات مطالب
ابر برچسب‌ها
هفت روز بدون عمو جعفر
+ نویسنده (محمد)تقی ابراهیمی در 11:04 ب.ظ | نظرات()

بسم ربّ الشهداء و الصدیقین



چهار شنبه 25 مرداد 1391 مصادف با 26 ماه مبارک رمضان 1433 بود که یه خبر ناگهانی همه رو شوکّه کرده بود " عمو جعفر به رحمت خدا رفت" ، اصلا باور کردنی نبود همه رو دور هم جمع کرد ، چون بعد افطار روز قبل حال عمو به هم خورده بود و عمو رو با اورژانس به بیمارستان فیروز آبادی رسونده بودند ، با اومدن دکتر تاجدار ـ از رفقای قدیمی عمو ـ و اطمینان خاطر دادن به خونواده عمو خیال همه جمع شده بود که عمو دوباره به جمع خونواده برمی گرده .



صبح 24 مرداد عمو رو به بیمارستان ساسان انتقال دادند و آنجا گفته بودند که عمو سکته وسیع مغزی کرده یعنی بخشی از مغز از کار افتاده که نتیجه اون هم فلج شدن و از کار افتادن نیمی از بدن بود ، همه دعا می کردند تا این که همون طور که گفتم صبح روز چهار شنبه خبر رفتن عمو ناگهانی بین همه دوست و فامیل ، کوچیک و بزرگ پیچید ، عجیب بود  ،  زهرا با هول و هراس من رو از خواب بیدار کرد و این خبر رو به من داد ، سریع آماده شدیم و به خونه عمو رفتیم از دور که لباس مشکی "مهدی مشهدی " رو دیدیم خاله فاطمه گفت : یا ابالفضل و آیه استراجاع رو خوند إنا لله و إنا الیه راجعون ، از ماشین پیاده شدیم غوغایی شده بود ، همه گریه می کردند و چشم ها باد کرده بود و یه کاسه خون شده بود .



در همین حال بودیم که دوباره بچه ها به بیمارستان تماس گرفتند و از کسانی که اونجا بودند خبر